.....................



☫☫☫☫☫☫☫

ســلام به دوستــان گلــم امیـدوارم ساعات خوبی رو توی وبلاگ من بگذرونید و از وبم لذت کافی رو ببرید من میخوام تو این وبلاگ موضوعات مختلفی رو ب کار ببرم ک امیدوارم خوشتون بیاد ولی قبل از هرچیزی میخوام خواهش کنم وقتی وارد وبلاگم میشید بدون نظر خارج نشید اخه وقتی وارد وبلاگ میشم و نظر نمی بینم خسـتگی وبلاگ میمونم تو تنم و نمیتونم مطالب جدیدی بزارم خـواهـش میکـنم نظر یادتون نره ممنونم دوستــای گـلم


نوشته شده توسط مسـعودهدايتـي در چهار شنبه 23 مرداد 1398

و ساعت 1:6


دکـــتــــر شــریــــعــتــی

 

اسلام بر خلاف مذاهب دیگری که توجیه کننده ی فقر را مناسبات زندگی اجتماعی میدانند، بزرگترین آموزش یافته ی مکتبش ابوذر میگوید: “وقتی فقر وارد خانه ای میشود، دین از درب دیگر خارج میشود” و یا پیامبر اسلام حضرت محمد (ص) که بنیانگذار مکتبی است که همه ما مسلمانان به آن اعتقاد راسخ داریم چه شیوا و ساده بیان فرموده است: “من لا معاش له لا معاد له” کسی که زندگی مادی ندارد زندگی معنوی هم نخواهد داشت. چون؛ شکم خالی هیچ ندارد، جامعه ای که دچار کمبود اقتصادی و مادی است مسلماً کمبود های معنوی بسیاری خواهد داشت و آنچه را که در جامعه های فقیر، آنرا اخلاق و مذهب می نامند، متاسفانه معنویت در آن جایی ندارد.

 

 

میخواهم بگویم؛ فقر همه جا سر میکشد …

 

فقر ، گرسنگی نیست، عریانی هم نیست …فقر ،حتی گاهی زیر شمش های طلا خود را پنهان میکند…

 

 فقر ، چیزی را “نداشتن” است ؛ ولی آن چیز پول نیست ؛ طلا و غذا هم نیست …

 

فقر ، ذهن ها را مبتلا میکند …

 

فقر ، اعجوبه ایست که بشکه های نفت در عربستان را تا ته سر میکشد …

 

فقر ، همان گرد و خاکی است که بر کتابهای فروش نرفته ی یک کتابفروشی می نشیند …

 

فقر ، تیغه های برنده ماشین بازیافت است که روزنامه های برگشتی را خرد میکند …

 

فقر ، کتیبه ی سه هزار ساله ای است که روی آن یادگاری نوشته اند …

 

فقر ، پوست موزی است که از پنجره یک اتومبیل به خیابان انداخته میشود …

 

فقر ، همه جا سر میکشد …

 

 

فقر ، شب را “بی غذا”  سر کردن نیست …

 

فقر ، روز را “بی اندیشه” سر کردن است …

 

 


نوشته شده توسط مسـعودهدايتـي در سه شنبه 29 مرداد 1392

و ساعت 20:23


رضـــا شــــاه

می گویند روزی رضاشاه با هیات همراه با ماشین در حال حرکت به سوی جنوب بوده که سر راه در حال عبور از یزد می بیند مردم در جایی جمع شده اند. رضا شاه می پرسد که چه خبر شده ؟
در پاسخ می گویند که: آخوند فلان مسجد یک دعایی خوانده و یک کور مادرزاد را شفا داده است.
رضا شاه می گوید: آخوند و فرد شفا یافته را بیاورید تا من هم ببینم.
چند دقیقه پس از آن، آخوند را به همراه یک نفر دیگر که لباس دهاتی به تن داشت و شال سبزی به کمر بسته بود نزد رضاشاه می برند. رضا شاه رو به شفا یافته می کنه و میگه: تو واقعا کور بودی…؟ یارو میگه: بله اعلیحضرت.
رضاشاه می پرسد: یعنی هیچی نمی دیدی و با عنایت این آخونده بینایی خود را بدست آوردی..؟
یارو میگه : بله اعلیحضرت
رضاشاه میگه: آفرین… آفرین… خب این شال قرمز رو برای چی به کمرت بستی…؟
یارو میگه: قربان… این شال که قرمز نیست… این سبز رنگ هست..
بلافاصله رضاشاه شلاق رو بدست میگیره و میفته به جون اون شفایافته و آخوند و سیاه و کبودشون میکنه و میگه: قرسماق کثافت پوفیوز بی همه چیز… تو دو دقیقه نیست که بینایی بدست آوردی…
بگو ببینم فرق سبز و قرمز رو از کجا فهمیدی…؟

 


نوشته شده توسط مسـعودهدايتـي در سه شنبه 29 مرداد 1392

و ساعت 20:16


ارزش وقت در زندگی فرد مسلمان

ارزش وقت در زندگی فرد مسلمان

برای کسی مخفی نیست که وقت همان زندگی و حیات آدمی است، و عمر انسان متشکل از این ساعات و روزها است.

حسن بصری (رحمه الله) می فرماید: ای فرزند آدم، قطعا تو همان روز ها هستی، که اگر روزی از بین برود مانند این است که قسمتی از زندگی تو از بین رفته است.

و روزها چیزی نیست جز همان ساعات و دقایقی که ما آن را سپری می کنیم به همین خاطر بر ماست که خوب بیاندیشیم که این روزها به کجا می رود.

دین اسلام نیز به تنظیم و اداره وقت اهمیت ویزه ی قائل شده است و فرد مسلمان را تشویق می کند تا آن را غنیمت شمرده و از اتلاف اش جلوگیری کند چون در قیامت از چگونگی سپری شدن لحظات آن سوال کرده می شود.

در حدیثی که أبی برزه (رضی الله عنه) نقل می کند آمده است که رسول الله (صلی الله علیه وسلم) فرمودند: در روز قيامت گامهاي بنده ميخکوب است تا لحظه اي که از عمرش پرسيده شود كه آن را در کدام راه فنا نموده و از علمش که در آن چه كاري انجام داده و از مالش که از کدام راه آن را بدست آورده و در کدام راه صرفش نموده و از جسمش که آن را در کدام راه فرسوده نموده است.[1]

آيا اين حدیث رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه وسلم) تأمل بر انگیز نیست؟

دین اسلام می خواهد تا یک مسلمان در زندگی اش نظم داشته، وقت خواب، بیداری، کار، و عبادت خویش را تنظیم نموده، و از کمترین وقت بیشترین فرصت را بدست آورد.

حسن بصری می گوید: اقوامی را مشاهده نمودم که نسبت به وقت هایشان حرص شان بیشتر از انچه بود که شما بر درهم و دینار دارید.

 

تحلیل عمر تقریبی یک فرد مسلمان

ابوهریره از رسول الله (صلی الله علیه وسلم) روایت کرده است که ایشان فرمودند: عمر های امت من بین شصت تا هفتاد است.

فرضیه اول

اگر ما عمر یک فرد را بر فرض هفتاد سال بگیریم، باید دانست اگر روزانه پنج دقیقه از وقت اش مفید یا غیر مفید سپری شود در مجموع این هفتاد سال ، سه ماه وقت خود را گذرانده است، و اگر یک ساعت در روز سپری شود، سه سال از مجموع عمر خویش را سپری کرده است.

اگر وقت یک انسان در روزانه اینگونه تقسیم شود:

8 ساعت برای خواب و استراحت

8 ساعت برای کار

2 ساعت رانندگی

یک ساعت مکالمات تلفنی

یک ساعت و نیم برای صرف غذا

نصف ساعت برای قضای حاجت

یک ساعت بین دوستان و رفیقان

در این صورت: وقت استهلاکی شما روزانه 22 ساعت، و در مجموع 66 سال  از عمر هفتاد ساله شما را پر خواهد کرد.

با این حساب تقریبا 4 سال دیگر از عمر شما باقی می ماند؛ پس عملکرد شما چگونه خواهد بود؟

فرضیه دوم

اگر عمر یک شخص را 63 سال فرض کنیم، بر اساس عمر رسول اکرم صلی الله علیه وسلم، در این صورت بر اساس قانون کار روزانه بایستی 8 ساعت کار کند که این 8 ساعت در طول 63 سال، در مجموع مصادف است با 21 سال.

و همچنین اگر بر اساس قانون پزشکی روزانه 8 ساعت بخوابد در طول  عمرش 21 سال خوابیده است

21 سال کار + 21 سال خواب = 42 سال

پس 42 سال از زندگی او برای خواب و کار سپری شده است.

همچنین یک فرد حداقل تا سن 13 سالگی دوران غیر بلوغ و ایام کودکانه خود را سپری کرده، و تکلیفی نیز بر وی نبوده است.

بدینوسیله

42 سال خواب و کار+ 13 دوران طفولگی = 55 سال

پس 55 سال از عمرش بین خواب و کار و دوران طفولگی سپری کرده است

حال 8 سال برای شما باقی مانده است آن هم باید برای عبادت، خانواده، خویشاوندان، خوردن و آشامیدن و قضای حاجت تقسیم شود.

اما برای عبادت: اگر شما به عنوان یک مسلمان به نمازهای پنجگانه پای بند باشید، در یک شبانه و روز برای ادای آن شاید یک ساعت، و یا حداکثر یک ساعت و نیم وقت صرف کنید.

با این حساب (روزانه یک ساعت برای نماز) شما دو سال هفت ماه و پانزده روز را از مجموع 63 سال عمر خویش را برای عبادت گذارنده اید؛ که چیزی بسیار اندک و ناقابلی است.

 

ممکن شخص بپرسد مقصود از این آمار و ارقام چیست؟! آیا نخوابیم و غذا نخوریم یا بر اتومبیل سوار نشویم یا با دوستان هم صحبت نباشیم؟!

مقصود این نیست، ولیکن باید دانست که اوقات شما شما اینگونه سپری می شود پس:

 اولا: ارزش وقت ات را بدان.

ثانیا: باید نیت خود را تغییر داد تا بتوان از همه لحظات زندگی که سپری می شود اجر گرفت؛

برای مثال:

اگر هنگام کار کردن به این نیت باشیم که هر لقمه ای که در دهان خانواده خود می گذاریم دارای اجر است اینجاست که هشت ساعت کار روزانه شما عبادت است.

حتی خواب شما نیز عبادت خواهد بود چنانچه ما بر این نیت باشیم که این استراحت چند ساعته سبب نشاط من در عبادت خواهد بود.

پس بر ماست نیت و هدف خود را خالص بگردانیم تا همه وقت ما برای الله متعال باشد.

ثالثا: بايد از فرصت های طلایی استفاده کرد.

منظور از فرصت های طلایی چیست؟

کجا و چگونه بدست می آید؟

فرصت های طلایی فرصتهای است که خداوند مهربان برای بندگانش قرار داده است تا با استفاده از این فرصت ها، وقت های تلف شده زندگی خود در راستای بندگی الله جبران نماییم.

بعضی از این فرصت های طلایی عبارتند:

1- ماه رمضان، و شب قدر که در ده شب آخر این ماه قرار دارد یک فرصت طلایی برای چند برابر کردن حسنات است.

چون خداوند عزوجل می فرماید: شب قدر بهتر از هزار ماه است (یعنی 83 سال و چهار ماه)، اگر این فرصت را به دست آوریم غنیمت بزرگی کسب کردیم.

2- با قرائت قرآن و اذکارها می توان با کمترین وقت، بیشترین حسنات را به دست آورد:

به این شمارش ها توجه کنید:

با دو دقیقه وقت می توان 6000 حسنه ثواب کسب کرد.

در تلاوت هر حرف از قرآن 10 حسنه ثواب وجود دارد، یک سطر مصحف دارای 35 تا 40 حرف است، یعنی در تلاوت یک سطر قرآن : 350 تا 400 حسنه وجود دارد. یک سطر قرآن را می توان در 4 یا 5 ثانیه قرائت کرد.

با تلاوت یک صفحه مصحف که دارای 15 سطر است و بیشتر از دو دقیقه، وقت شما را نمی گیرد  می توان : 6000 حسنه ثواب کسب کرد. 6000 حسنه = 400 * 15

حال اگر شما روزانه 2 دقیقه وقت خویش را برای تلاوت قرآن بگذارید در سال دو میلیون و صد و نود هزار حسنه را برای خویش ذخیره کرده اید.

2190000 = 6000 * 365


نوشته شده توسط مسـعودهدايتـي در یک شنبه 27 مرداد 1392

و ساعت 23:5


غـــــــــیرت

گفت : که چی ؟هی جانباز،جانباز؟شهید،شهید؟؟؟

میخواستن نرن!کسی مجبورشون نکرده بود که!

گفتم چرا اتفاقا!مجبورشون میکرد!

گفت :کی؟؟؟؟

گفتم : اونی که تو نداریش ...

گفت : من ندارم ؟چی رو؟؟؟

گفتم : غیرت (!!!!!!!)


نوشته شده توسط مسـعودهدايتـي در شنبه 26 مرداد 1392

و ساعت 22:46


خـــــــدایا شـــــــــــکرت

   مسكيني ديدم باكفش پاره،شكرميكردخدارا

                گفتمش كه كفش پاره كه شكركردن ندارد!

                 گفت:يكي شكرميكرد ديدم كه پا ندارد!

 


نوشته شده توسط مسـعودهدايتـي در شنبه 26 مرداد 1392

و ساعت 22:18


رهنمود رسول خدا (صلى الله عليه وسلم) در رهایی از تصورات و خیال‌های جنسی

رهنمود رسول خدا (صلى الله عليه وسلم) در رهایی از تصورات و خیال‌های جنسی

 

 

رسول اکرم (صلى الله عليه وسلم) برای امت به تمام و کمال خیرخواهی نموده است. از این رو امکان ندارد که مسأله‌ی ازدواج یا کنترل غرایز جنسی را بی‌پاسخ گذاشته باشد، اصلاً ممکن نیست که آن حضرت (صلى الله عليه وسلم) نیکی و خیری را وا گذاشته و به آن راهنمایی نکرده باشد و یا بدی و شری را بدون رهنمود رها کرده باشد. بنابراین، رسول اکرم (صلى الله عليه وسلم) به بیان چگونگی کنترل غرایز جنسی پرداخته و فرموده است: «يَا مَعْشَرَ الشَّبَابِ مَنِ اسْتَطَاعَ مِنْكُمُ البَاءَةَ فَلْيَتَزَوَّجْ، وَمَنْ لَمْ يَسْتَطِعْ فَعَلَيْهِ بِالصَّوْمِ فَإِنَّهُ لَهُ وِجَاءٌ»([1]).

 

یعنی: «ای جوانان! هرکس از شما که توانایی ازدواج دارد، ازدواج نماید و کسی که توانایی ازدواج ندارد، روزه بگیرد؛ چرا که روزه شهوت را کنترل می‌کند».

 

آری! این رهنمود کسی است که از بیماری‌ها و نیازمندی‌های جسم و روان انسان آگاه است.

 

خیلی جدی برای ازدواج‌کردن تصمیم بگیر و از فقر و نداری نترس و بدان که خدای متعال تو را یاری می‌نماید؛ چرا که هیچکس بهتر از خدا به وعده‌اش عمل نمی‌کند. خدای متعال می‌فرماید:

 

(وَلْيَسْتَعْفِفِ الَّذِينَ لَا يَجِدُونَ نِكَاحًا حَتَّى يُغْنِيَهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ) [النور: 33].

 

«آنان که امکانات ازدواج را ندارند (و قادر به پرداخت مهریه و تأمین نفقه نیستند) باید در راه عفت و پاکدامنی تلاش نمایند تا خداوند از فضل و لطف خود آنان را دارا نماید».

 

پیامبر اکرم (صلى الله عليه وسلم) خبر داده است که هرکس با نیت درست ازدواج نماید، خدای متعال نیز او را یاری می‌رساند. ابوهریره (رضی الله عنه) می‌گوید: رسول خدا (صلى الله عليه وسلم) فرمود: «ثَلَاثَةٌ حَقٌّ عَلَى اللَّهِ عَوْنُهُمْ: المُجَاهِدُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ، وَالمُكَاتَبُ الَّذِي يُرِيدُ الأَدَاءَ، وَالنَّاكِحُ الَّذِي يُرِيدُ العَفَافَ»([2]).

 

یعنی: «سه نفر سزاوار یاری خدا هستند: مجاهدی که در راه خدا جهاد می‌کند؛ برده‌ای که اجازه یافته تا با ادای پول، خود را آزاد کند و او قصد ادای پول آزادیش را دارد و کسی که از طریق ازدواج خواهان عفت و پاک‌دامنی است».

 

از شما خواهر گرامی می‌خواهم که هرچه زودتر به خواستگار نیک و شایسته پاسخ مثبت بدهی، زیرا درنگ‌کردن مخالف سنت و زمینه‌ی فساد می‌باشد و حتی ممکن است که باعث شود دختر سرانجام به ازدواج با کسی تن دهد که او را دوست ندارد.

 

ازدواج به زن و مرد این امکان را می‌دهد که نیاز جنسی خود را بی‌آن که مرتکب گناه و معصیت شوند، از راه حلال و شرعی برآورده سازند و بلکه سزاوار اجر و پاداش نیز بشوند. ابوذر (رضی الله عنه) از رسول اکرم (صلى الله عليه وسلم) چنین روایت کرده است: «وَفِي بُضْعِ أَحَدِكُمْ صَدَقَةٌ» یعنی: «در همبستری هریک از شما با همسرش (ثواب) صدقه‌ای است». صحابه (رضي الله عنهم) عرض کردند: ای رسول خدا! چگونه امکان دارد که یکی از ما برآورده‌کردن شهوتش اجر و پاداش بیابد؟! رسول خدا (صلى الله عليه وسلم) فرمود: «أَرَأَيْتُمْ لَوْ وَضَعَهَا فِي حَرَامٍ أَكَانَ عَلَيْهِ فِيهَا وِزْرٌ؟ فَكَذَلِكَ إِذَا وَضَعَهَا فِي الْحَلَالِ كَانَ لَهُ أَجْرٌ»([3]).

 

یعنی: «آیا اگر شهوتش را از راه حرام برآورده نماید، او را گنهکار نمی‌دانید؟ همین طور اگر شهوتش را از راه حلال برآورده نماید، برای او اجر و پاداشی خواهد بود».

 

عبدالمؤمن مغربی می‌گوید: انسان مجرد همانند فردی است که کفش ندارد. مجردبودن کلید و دروازه‌ی زناست و ازدواج دام ثروت و توانگری می‌باشد، کسی که ازدواج می‌کند، برخی از شیاطینش را به بند می‌کشد و نصف دینش را در حفاظت و مصونیت قرار می‌دهد و باید در باره‌ی نصف دیگر دینش از خدا بترسد، خرابی و تباهی دینداری برخاسته از دو شهوت است: یکی شهوت کوچک که همان شهوت شکم است و دیگری شهوت بزرگ که شهوت جنسی می‌باشد. از این رو مراقب این دو گودال باش و خود را از آن‌ها به خوبی محافظت کن.

 

اینک که بی‌بند و باری به اوج خود رسیده برخی از اندیشمندان غرب به ازدواج زودهنگام فرا می‌خوانند. چنانکه ول دیورانت ـ می‌گوید: «ما از آسیب‌های اجتماعی برخاسته از تأخیر در ازدواج بی‌خبریم و گویی این آسیب‌ها را نمی‌بینیم. بدون تردید برخی از این آسیب‌ها به عادات و عوامل افسار گسیخته‌ای برمی‌گردد که به آن رسیدگی نشده است. البته به گمان من بزرگ‌ترین عامل بروز آسیب‌های اجتماعی در دوران ما تأخیر غیر عادی در تشکیل خانواده می‌باشد، هم‌چنین باید دانست که بی‌بند و باری‌های پس از ازدواج نیز برخاسته از عادت‌های پیش از ازدواج است. متأسفانه بسیاری از اندیشمندان ما در تجزیه و تحلیل عوامل اجتماعی آزادی جنسی و حتی خودفروشی به عنوان یکی از مشاغل پررونق غرب به راحتی از کنار آن می‌گذرند و آن را فرایندی  طبیعی و گریزناپذیر می‌پندارند. واقعاً مایه‌ی خجالت و شرمندگی است که چنین دیدگاهی را بپذیریم؛ چرا که افسار گسیختگی جنسی باعث شده تا نیم ملیون دختر آمریکایی خود را قربانی قتل‌گاه‌های بی‌بند و باری اخلاقی نمایند. افزون بر این که این امر باعث بی‌رغبتی مردان به ازدواج و زمینه‌ای برای برقراری روابط بی‌مهار آن‌ها با دختران هر زره‌ای شده که در کوچه و خیابان عرض اندام می‌کنند».

 

وی می‌افزاید: «انسان‌ها در گذشته خیلی زود ازدواج می‌کردند و همین راه کار مناسبی برای حل مشکلات جنسی بود. اما امروزه سن ازدواج بالا رفته و از این رو بسیاری از افراد بارها حلقه‌ی نامزدی خود را عوض می‌کنند. دولت‌هایی که قوانینی را برای تسهیل در امر ازدواج تصویب می‌کنند، موفق و قابل تقدیر می‌باشند. چرا که فراهم‌نمودن بستر ازدواج یکی از بزرگ‌ترین راه کارهای رسیدگی به مشکلات جنسی در عصر حاضر می‌باشد».

 

چه خوبست دختران و پسران جوان هرچه زودتر ازدواج نمایند و خودشان را از ناپاکی‌های رو به رشد، حفاظت کنند. عفت و پاک‌دامنی آنقدر ارزش دارد که انسان برای آن هزینه‌های زیادی بپردازد.

 

روزه

 

برای جوانانی که توانایی ازدواج ندارند و برایشان شرایط ازدواج فراهم نیست، راه کار دیگری نیز وجود دارد، آن‌ها باید روزه بگیرند. چرا به این نمی‌اندیشید که سه روز در ماه یا روزهای دوشنبه و پنجشنبه را روزه بگیرید؟ حال آنکه بنابر فرموده‌ی رسول خدا (صلى الله عليه وسلم) روزه سپر و نگهدارنده‌ی مؤمن از آتش جهنم است([4]). علاوه براین، روزه اجر و ثواب زیادی نیز دارد. چنانکه رسول خدا (صلى الله عليه وسلم) می‌گوید: خدای متعال می‌فرماید:

 

«كُلُّ عَمَلِ ابْنِ آدَمَ لَهُ، إِلَّا الصِّيَامَ، فَإِنَّهُ لِي وَأَنَا أَجْزِي بِهِ»([5]).

 

یعنی: «هر عملی که فرزند آدم انجام دهد، برای خودش می‌باشد، جز روزه که مخصوص من است و خودم پاداش آن را خواهم داد».

 

خدای متعال روزه راه زمینه‌ی تحقق تقوا و خداترسی دانسته و فرموده است:

 

(يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا كُتِبَ عَلَيْكُمُ الصِّيَامُ كَمَا كُتِبَ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكُمْ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ) [البقرۀ: 183].

 

«ای کسانی که ایمان آورده‌اید! بر شما روزه واجب شده است، همانگونه که بر پیشینیان شما واجب بوده است تا باشد که پرهیزگار شوید».

 

روزه افزون برآنکه انسان را از دنباله‌روی شهوت باز می‌دارد و پاداش زیادی هم دارد، اراده و صبر و تحمل آدمی را نیز افزایش می‌دهد و باعث چیرگی انسان بر لذت‌ها و خواسته‌های نفسانی می‌گردد. از این رو از شما خواهر و برادر گرامی می‌خواهم که به اندازه‌ی توانایی خود هر از چند گاهی روزه بگیرید.

 


نوشته شده توسط مسـعودهدايتـي در جمعه 25 مرداد 1392

و ساعت 19:35


مثبت نگر باش!!!

 

در دههٔ سی میلادی، دانشجوی جدیدی در یکی از دانشگاههای مصر وارد دانشکدهٔ کشاورزی شد. هنگامی که وقت نماز فرا رسید بدنبال جایی گشت تا در آن نماز بخواند. به او گفتند که در دانشکده جایی برای نماز خواندن وجود ندارد؛ اما اتاق کوچکی در زیرزمین هست که می‌توانی در آن نماز بخوانی!

دانشجو به اتاق موجود در زیرزمین رفت، در حالی که در مورد افراد داخل دانشکده تعجب کرده بود که چرا به نماز هیچگونه اهمیتی نمی‌دهند؟!

آیا واقعا نماز می‌خوانند یا نه؟!

خلاصه اینکه وارد اتاق شد و حصیری قدیمی در آن یافت. اتاق نامرتب و کثیف بود. در آنجا کارگری را دید که مشغول نماز خواندن است، از او پرسید:

شما اینجا نماز می‌خوانید؟!

کارگر پاسخ داد: ای بابا! هیچ‌یک از آدم‌های بالا اهل نماز نیستند و غیر از این اتاق جای دیگری برای نماز خواندن وجود ندارد.

آن دانشجو معترضانه گفت: اما من اصلا در زیرزمین نماز نمی‌خوانم! از زیرزمین خارج شده و به دنبال جایی شناخته شده و مشخص در دانشکده گردید.

او کار بسیار عجیبی انجام داد!

ایستاد و با صدای بلند شروع به اذان گفتن کرد!! همه جا خوردند و دانشجویان شروع به مسخره کردن وی کرده و او را به همدیگر نشان داده و دیوانه‌اش خواندند.

اما او هیچ توجهی به آنها نکرد. کمی نشست و سپس برخاست و اقامهٔ نماز را به جا آورده و شروع به خواندن نماز کرد، انگار هیچ کسی را در اطراف خود نمی‌دید. او به تنهایی نماز می‌خواند… یک روز… دو روز… به همین منوال ادامه داد… بقیه به او می‌خندیدند؛ اما با گذشت روزها این خنده‌ها و مسخره‌ها برایش عادی شدند

ناگهان تغییر عجیبی رخ داد… کارگری که در زیرزمین نماز می‌خواند، از زیرزمین بیرون آمده و شروع به نماز خواندن با او کرد… سپس به چهار نفر رسیدند و بعد از گذشت یک هفته یکی ازاساتید هم به آنها ملحق شد!

این موضوع در کل دانشکده پیچید و همه در مورد آن حرف می‌زدند. رئیس دانشکده این دانشجو را خواسته و به او گفت: چیزی که اتفاق می‌افتد اصلا قابل قبول نیست، یعنی شما دارید وسط دانشکده نماز می‌خونید؟!، ما برای شما اتاق منظم و مرتبی به عنوان مسجد می‌سازیم تا هر کس وقت نماز بتواند در آن نماز بخواند.

و بدین ترتیب اولین مسجد در دانشکدهٔ کشاورزی ساخته شد. قضیه به اینجا ختم نشد، دانشجویان دیگر دانشکده‌ها هم غیرتمند شده و گفتند: چرا دانشجویان دانشکدهٔ کشاورزی مسجد داشته باشند و ما نداشته باشیم؟! بدین ترتیب در هر دانشکده‌ای یک مسجد ساخته شد.

این دانشجو در یکی از موقعیت‌های زندگی خود با مثبت‌نگری رفتار نمود، بنابراین نتیجهٔ آن بسیار بزرگتر از چیزی بود که تصورش می‌رفت… و همچنان این شخص چه در قید حیات باشد، چه نباشد، برای هر مسجدی که در دانشگاه‌ها ساخته می‌شود و یاد الله در آن می‌شود اجر و پاداش آن به وی نیز می‌رسد. وی چیزی را به زندگی اضافه نمود.

در اینجا سؤالی مطرح می‌گردد:

واقعا ما چه چیزی به زندگی اضافه کرده‌ایم و چه دستاوردی برای دیگران داشته‌ایم؟!

سعی کنیم در هر جایی که هستیم تأثیر گذار باشیم، و بکوشیم تا اشتباهات اطراف‌مان را اصلاح کنیم… از پیمودن راه حق خجالت نکشیم و از الله ـ سبحانه و تعالی ـ توفیق بخواهیم.

پندها:

- برای خودت و دیگری پرچمی را بر افروز و اجر و پاداش آن را به دست بیاور زیرا «هر کس سنت حسنه‌ای را پایه‌گذاری کند، برای اوست اجر آن، و اجر هر کسی که بدان عمل نماید» [حدیث نبوی به روایت ابن ماجه و دیگران]

- خیر و نیکی در مردم فراوان است؛ اما آنها به کسی نیاز دارند که از خواب غفلت بیدارشان کند. پس در انجام خیر درنگ نکن و فرصت را از دست مده.

- به منفی‌گرایان و مسخره‌کننده‌گان هیچ توجهی نکن؛ به راهت ادامه بده و آنچه که پیامبران در هنگام دعوت اقوامشان بسوی خیر، به آن دچار شدند را به یاد آور.


نوشته شده توسط مسـعودهدايتـي در جمعه 25 مرداد 1392

و ساعت 19:31


الــــهی


الهي!


دل ده، که در کار تو جان بازيم.
جاني ده، که کار آن جهان سازيم.
تقوايي ده، که دنيا را بسپريم.
روحي ده، که از دين برخوريم.
يقيني ده، که درِ آزبر ما باز نشود.
قناعتي، تا صعو? حرص ما باز نشود.
دانايي ده، که از راه نيفتيم.
بينايي ده، که در چاه نيفتيم.
دست گير، که دست آويز نداريم، در گذار، که بد کرده ايم.
آزرم دار، که آزرده ايم.
طاعت مجوي، که آبِ آن نداريم.
از هيبت مگوي، که تابِ آن نداريم.
توفيقي ده، تا در دين استوار شويم.
عقبي ده، تا از دنيا بيزار شويم.
نگاهدار، تا پريشان نشويم.
به راه دار تا پشيمان نشويم.
بياموز، تا شريعت بدانيم.
برافروز، تا در تاريکي نمانيم.
بنماي، تا در رويِ کس ننگريم.
بگشاي دري، که بگذريم.
تو بساز، که ديگران ندانند.
تو بنواز، که ديگران نتوانند.
همه را از خود رهايي ده.
همه را به خود آشنايي ده.
همه را از مکر شيطان نگاهدار.
همه را از فتن? نفس آگاه دار.
الهي!
بساز کارِ من، و منگر به کردارِ من.
دلي ده که طاعت افزون کند.
طاعتي ده، که به بهشت راهنمون کند.
علمي ده، که در او آتش هوا نبود.
علمي ده، که در او آبِ زرق و ريا نبود.
ديده اي ده، که عزّ ربوبيت تو بيند.
نفسي ده، که حلق? بندگي تو در گوش کند.
جاني ده، که زهر حکمت تو به طبع نوش کند.
تو شفا ساز، که از اين معلولان شفايي نيامد.
تو گشادي ده، که از اين ملولان کاري نگشايد.
به اصلاح آر، که نيک بي سامانيم! جمع دار، که بس پريشانيم.

نوشته شده توسط مسـعودهدايتـي در پنج شنبه 24 مرداد 1392

و ساعت 21:56


سخنی با صاحبان فیسبـــوک و تـــویــتــر و تالار های گـفـتگـو

سخنی با صاحبان فیس بوک وتویتر و تالارهای گفتگو

در گذشته وقتی کسی از دنیا می رفت، مردم در بارۀ زندگی او چندان نمی دانستند!

فقط می گفتند فللانی وفات کرده، ولی زندگی اش چگونه بود؟ افکارش ... نوشته هایش ..

معمولا خویشاوندان اش او را ذکر خیر می کردند، و سخن در باره او پایان می یافت.

ولی امروزه اینگونه نیست .. اگر گفتند فلانی فوت کرده .... مردم می روند سراغ فیس بوک وی یا حساب تویتر ... یا وب سایت های که اداره می کرده ... نوشته هایش را در تالارهای گفتگو مورد بررسی قرار می دهند .. تا بدانند فلانی چه کسی بوده .. چه افکاری داشته ... چگونه زندگی ای داشته ... چه نامه هایی در وب سایت ها و شبکه های اجتماعی نوشته ...

اینجا مصیت بزرگی است ... اگر آثار گناه در انترنت از تو باقی مانده باشد...

بعضی از مردم در شبکه های اجتماعی مانند فیس بوک صفحاتی برای خود باز کردند .. ولی عکس های زشت در آنجا گذاشتند .. . فیلم های زشت و غیر اخلاقی .. موسیقی های زننده و زشت ... پناه بر خدا ...

مشکل اینجاست بعد از اینکه این شخص وفات کرد این صفحاتی که او در انترنت ساخته، باقی می ماند .. و گناهان وی ادامه خواهد یافت .. 

ولی بعضی از مردم هستند که در این صفحات فرهنگ اسلامی را انتشار می دهند ... شب هنگام، مردم به وردهای شبانه یاد اور می سازند ... و صبحگاه ذکرهای صبح و شامگاه ذکر های شام را انتشار می دهند ... مردم را به نمازها و فضائل اعمال دعوت می کنند.. امر به معروف .. نهی از منکر ..

این شخص وقتی فوت کند مردم وقتی صفحات فیس بوک یا تویتر وی را باز می کنند .. چه چیز را مشاهده می کنند .. امر به معروف .. نصیحتها ... تشویق به فضائل ... تشویق به نماز جماعت ... تشویق به اخلاق حسنه ...

اکنون تو با خودت بیاندیش و فکر کن .. که بعد از مرگت .. اگر حساب فیس بوک یا تویتر داری .. مردم به این صفحات مراجعه می کنند.. وارد صقحات شما می شوند و می خوانند ...  تا جایی که متوقف شده ...نوشته های تو را می خوانند .. حفظ می کنند ... و دو باره آن را به اشتراک می گذرانند.

اگر می ترسی بعد از مرگت به تو گناه برسه ... تو را نصیحت می کنم .. که چیزهای غیر مفیدی که در صفحات خودت گذاشتی ... فورا آن را پاک کن .. ان صفحه را از بین ببر... چرا تو یک لحظه نمی توانی زنده بودن خودت را تضمین کنی .. حتی تا پایان این مقاله تضمینی نیست که زنده باشیم..هیچ تضمینی نیست که شب خوابیدی صبح بیدار شوی...

پس تا دیر نشده، پوشه های کامپیوتر .. موبایل ات ... صفحات انترنت ...  صفحات فیس بوک و تویتر ... تالارهای گفتگوی متعلق به شما ... همه اینها را تمیز کن ... تمیز کن از نوشته های بد .. عکس ها و فیلم های بد ...  و چیزهای خوب را جایگزین کن... نگو بعدا این کار را انجام می دهم .. نگو فردا یا پس فردا... هیچ کس ضامن حیات تو نیست..

نگاه کن کسانی که چهل یا پنچاه سال قبل فیلم های غیر اخلاقی و موسیقی  را ترویج دادند .. خودشان از دنیا رفتند ... ولی گناهان انها هنوز در بین مردم می چرخد ... میلیون ها بار انتشار داده شده .. و افراد زیادی توسط انها گمراه شدند... و همه این گناهان به آنها نیز بر می گردد.... لحظه ای بیاندیش .. ابن فیلم های غیر اخلاقی و موسیقی های زننده ... عکسهای برهنه از انها باقی مانده ... چگونه صاحبانش در قبر عذاب داده می شوند..

وچقدر از قاریان از دنیا رفتند ... ولی صداهای انها از پنجاه سال پیش باقی مانده ... و مردم تلاوت شان را گوش می دهند .. کسانی که کتاب های مفید نوشته اند .. سالهاست که از دنیا رفتند ... ولی حسنات شان هنوز پا بر جاست .. و هر روز انتشار می یابد..

عبدالمحسن العراده – حافظ قرآن-  یکی از کسانی است که تلاوت ها و دعاهایش بعد از وفاتش،  بیشتر از طول عمرش انتشار یافته است .. میلیون ها نفر به تلاوت او گوش دادند .. خوشا به حال او ...

هیچ نوشته ی از خود بجای مگذار، مگر اینکه مطمئن هستی که این نوشته هایت به کسی نفع می رساند ..  و درروز قیامت این نوشته تو را مسرور می کند..

رسول الله (صلی الله علیه وسلم) می فرمایند: "منْ دَعَا إِلَى هُدًى كَانَ لَهُ مِنَ الأَجْرِ مِثْلُ أُجُورِ منْ تَبِعَهُ لا ينْقُصُ ذلِكَ مِنْ أُجُورِهِم شَيْئاً، ومَنْ دَعَا إِلَى ضَلاَلَةٍ كَانَ عَلَيْهِ مِنَ الإِثْمِ مِثْلُ آثَامِ مَنْ تَبِعَهُ لا ينقُصُ ذلكَ مِنْ آثَامِهِمْ شَيْئاً" رواه مسلم.

"کسي که به هدايت دعوت کند، براي او اجري همانند اجر پيروانش در آن هدايت وجود دارد و از اجر آنها نيز چيزي کم نميشود، و کسي که به گمراهي و گناه دعوت کند، گناهش مثل گناهان پيروانش در آن گناه است و از گناه آنها نيز چيزي کم نميشود".

وخداوند می فرماید: (وَوُضِعَ الْكِتَابُ فَتَرَى الْمُجْرِمِينَ مُشْفِقِينَ مِمَّا فِيهِ وَيَقُولُونَ يَا وَيْلَتَنَا مَالِ هَذَا الْكِتَابِ لَا يُغَادِرُ صَغِيرَةً وَلَا كَبِيرَةً إِلَّا أَحْصَاهَا وَوَجَدُوا مَا عَمِلُوا حَاضِراً وَلَا يَظْلِمُ رَبُّكَ أَحَداً) {کهف:49}

و كتاب ( اعمال هر كسي، در دستش ) نهاده مي شود  و بزهكاران را مي بيني كه از ديدن آنچه در آن است ، ترسان و لرزان مي شوند و مي گويند : اي واي بر ما ! اين چه كتابي است كه هيچ عمل كوچك و بزرگي را رها نكرده است و همه را برشمرده است و آنچه را كه كرده اند حاضر و آماده مي بينند . و پروردگار تو به كسي ظلم نمي كند .

بله، اینگونه دفتر اعمال تان رو می شود... هر گفتار و کردار تو، در آنجا بر تو عرضه می شود... و گفته می شود ... بخوان بخوان ... الان می نویسی و انجام می دهی و فردا در قیامت به تو گفته می شود بخوان..

پس نگو فردا .. همین امشب ... آثار گناه را از کامپیوتر و صفحات انترنتی خود پاک کن ... چرا می خواهی گناهان هزاران نفر را به گردن بکشی ... مردم پیام های تو را می خوانند...

انسان که از دنیا برود فقط صدقۀ جاریه که از او باقی مانده ... یا علم نافعی که به جا گذاشته، برای او ثمر بخش خواهد بود... پس بدی ها را پاک کن و خوبی ها را جایگزین ساز... تا بهشت بر تو واجب شود...

خوشا به حال کسانی که از دنیا رفتند ولی حسنات شان بین مردم جاری است ... مردم هر روز ذکر خیر او را می کنند ... و برایش دعای رحمت و طلب غفران می کنند..

چیزی ننویس مگر اینکه روز قیامت آرزو داری پاداش آن را ببینی ... و در قبرت آرزو داری که مردم این نوشته هایت را بخوانند...


نوشته شده توسط مسـعودهدايتـي در پنج شنبه 24 مرداد 1392

و ساعت 15:0



صفحه قبل 1 2 صفحه بعد

.:: Powered By LOXBLOG.COM Copyright © 2009 by masudhedayati ::.
.:: Design By :
wWw.Theme-Designer.Com ::.





مسـعودهدايتـي




">قران انلاین
☫☫☫☫ســـــورو نیوز☫☫☫☫





قالب بلاگفا















»تعداد بازديدها:
»کاربر: Admin

آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 1
بازدید دیروز : 0
بازدید هفته : 1
بازدید ماه : 22
بازدید کل : 13410
تعداد مطالب : 16
تعداد نظرات : 2
تعداد آنلاین : 1


Alternative content